چه قدر زمان گذشته و اینجا پر از گرد و خاکه . الان که دارم می نویسم سر کار هستم و ماهان پسرکم 3 سال و 4 ماه داره و مهد کودکه و محمد هم سر کاره . روزا می گذره و می ره . اما خیلی تند تند می گذره . باورم نمی شه 2 ماه و خورده ای داریم تا نوروز 98 .
دلم برای غزل خیلی تنگ شده . جمعه تلفنی با هم حرف زدیم اما واسه ما کافی نیست . پارسال مهرماه برای یک ماه با دخترش و شوهرش اومدن ایران . خوب بود و کلی گشتیم.
نوشین شهریور 95 ازدواج کرد و حالا خونه مامان و بابا خلوته البته به جز آخر هقته ها که هممون دور هم جمع می شیم .
دختر خالم ماندانا ماه پیش نامزدی کرد با یه پسری از کرمان ایشالا خوشبخت بشن.
چیز خاصه دیگه ای نیست .
فعلا" تا بعد خداحافظ همین حالا ........
پسرکم شیرین تر می شود .......ما را در سایت پسرکم شیرین تر می شود .... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 83